وبلاگicon
زهر شیرین..... - ღ بانـ♀ــوی اسفنـدی ღ

ღ بانـ♀ــوی اسفنـدی ღ
خدایـآ !! هـَرگز کـَسی را به آنچه که قسمتـَش نیستــ عـآدَت مـَده...
درباره وبلاگ

بانوی اسفندیღروژیـــ♥ـــنღ
من از نسل لیلی ام... من از جنس شیرینم... با تمام حساسیت های دخترانه ام... با تلنگری بارانی میشوم... با جمله ای رام میشوم... با کلمه ای عاشق میشوم... و با فریادی میشکنم... زن جنس عجیبی است چشمهایش را که می بندی دید دلش بیشتر می شود... دلش را که می شکنی باران لطافت از چشمهایش سرازیر می شود... انگار درست شده تا روی عشق را کم کند..

RSS Feed
امکانات سایت


し♥ √乇

し♥ √乇

 
دوشنبه ٢ دی ۱۳۸٧ :: ۳:۳۱ ‎ب.ظ :: نويسنده : بانوی اسفندیღروژیـــ♥ـــنღ

 

 

تو را من زهر شیرین خئانم ای عشق،

که نامی خوشتر از اینت ندانم

وگر هر لحظه رنگی تازه گیری،

به غیر از زهر شیرینت نخوانم 

 

تو زهری ، زهر گرم سینه سوزی

تو شیرینی ، که شور هستی از توست

شراب جام خورشیدی ، که جان را

نشاط از تو ، غم از تو ، مستی از توست

  

به آس انی ، مرا از من ربودی

درون کوره غم آزمودی

دلت آخر به سرگردانیم سوخت

نگاهم را به زیبایی گشودی 

 

بسی گفتند دل از عشق برگیر!

که نیرنگ است و افسون است و جادوست!

ولی ما دل به او بستیم و دیدیم

 که او زهر است اما نوشداروست!  

 

چه غم دارم که این زهر تب آلود،

تنم را در جدایی می گدازد

از آن شادم که در هنگامه درد،

غمی شیرین دلم را می نوازد، 

  

اگر مرگم به نامردی نگیرد:

مرا مهر تو در دل جاودانی است

وگر عمرم به ناکامی سر آید تو را دارم که ، مرگم زندگانیست

 

 

 



موضوع مطلب : شعر و متن های عاشقانه
 

کد ِکج شدَنِ تَصآوير