وبلاگicon
اینه شکسته!!! - ღ بانـ♀ــوی اسفنـدی ღ

ღ بانـ♀ــوی اسفنـدی ღ
خدایـآ !! هـَرگز کـَسی را به آنچه که قسمتـَش نیستــ عـآدَت مـَده...
درباره وبلاگ

بانوی اسفندیღروژیـــ♥ـــنღ
من از نسل لیلی ام... من از جنس شیرینم... با تمام حساسیت های دخترانه ام... با تلنگری بارانی میشوم... با جمله ای رام میشوم... با کلمه ای عاشق میشوم... و با فریادی میشکنم... زن جنس عجیبی است چشمهایش را که می بندی دید دلش بیشتر می شود... دلش را که می شکنی باران لطافت از چشمهایش سرازیر می شود... انگار درست شده تا روی عشق را کم کند..

RSS Feed
امکانات سایت


し♥ √乇

し♥ √乇

 
پنجشنبه ۱٤ آذر ۱۳۸٧ :: ٢:۱٧ ‎ب.ظ :: نويسنده : بانوی اسفندیღروژیـــ♥ـــنღ

 

دیروز به یاد تو و آن عشق دل انگیز
بر پیکر خود پیر هن سبز نمودم
در آئینه بر صورت خود خیره شدم باز
بند از سر گیسویم آهسته گشودم

 

عطر آوردم و بر سر و بر سینه فشاندم
چشمانم را ناز کنان سرمه کشاندم
افشان کردم زلفم را بر سر شانه
در کنج لبم خالی آهسته نشاندم

 

گفتم بخود آنگاه صد افسوس که او نیست
تا مات شود زاینهمه افسونگری و ناز
چون پیرهن سبز ببیند بتن من
با خنده بگوید که چه زیبا شده ای باز

او نیست که در مردمک چشم سیاهم
تا خیره شود عکس رخ خویش ببیند
این گیسوی افشان به چه کار آیدم امشب
کو پنجه او تا که در آن خانه گزیند

 

او نیست که بوید چو در آغوش من افتد
دیوانه صفت عطر دلاویز تنم را
ای آئینه مردم من از این حسرت و افسوس
او نیست که بر سینه فشارد بدنم را

 

من خیره به آئینه و او گوش بمن داشت
گفتم که چسان حل کنی این مشکل ما را
بشکست و فغان کرد که از شرح غم خویش
ای زن ، چه بگویم ، که شکستی دل مارا

بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir 



موضوع مطلب : شعر و متن های عاشقانه
 

کد ِکج شدَنِ تَصآوير