وبلاگicon
در ساحل ماسه ای باخدا قدم میزدم... - ღ بانـ♀ــوی اسفنـدی ღ

ღ بانـ♀ــوی اسفنـدی ღ
خدایـآ !! هـَرگز کـَسی را به آنچه که قسمتـَش نیستــ عـآدَت مـَده...
درباره وبلاگ

بانوی اسفندیღروژیـــ♥ـــنღ
من از نسل لیلی ام... من از جنس شیرینم... با تمام حساسیت های دخترانه ام... با تلنگری بارانی میشوم... با جمله ای رام میشوم... با کلمه ای عاشق میشوم... و با فریادی میشکنم... زن جنس عجیبی است چشمهایش را که می بندی دید دلش بیشتر می شود... دلش را که می شکنی باران لطافت از چشمهایش سرازیر می شود... انگار درست شده تا روی عشق را کم کند..

RSS Feed
امکانات سایت


し♥ √乇

し♥ √乇

 
شنبه ٢٧ دی ۱۳٩۳ :: ۱:۱۸ ‎ق.ظ :: نويسنده : بانوی اسفندیღروژیـــ♥ـــنღ

http://s5.picofile.com/file/8164306476/love1372_1jpg_copy.jpg
در ساحل ماسه ای باخدا قدم میزدم
به پشت سرم نگاه کردم
جاهایی که از خوشی هاحرف زده بودیم دو ردپا بود و
جاهایی که از سختی ها حرف زده بودیم جای یک ردپابود
به خدا گفتم در سختی ها کنارم نبودی؟
گفت آن ردپایی که میبینی من هستم؛
تورا در سختی ها به دوش میکشیدم




موضوع مطلب : شعر و متن های عاشقانه / عکس های عاشقانه / خدا / ساحل
 

کد ِکج شدَنِ تَصآوير