وبلاگicon
بی گمان... - ღ بانـ♀ــوی اسفنـدی ღ

ღ بانـ♀ــوی اسفنـدی ღ
خدایـآ !! هـَرگز کـَسی را به آنچه که قسمتـَش نیستــ عـآدَت مـَده...
درباره وبلاگ

بانوی اسفندیღروژیـــ♥ـــنღ
من از نسل لیلی ام... من از جنس شیرینم... با تمام حساسیت های دخترانه ام... با تلنگری بارانی میشوم... با جمله ای رام میشوم... با کلمه ای عاشق میشوم... و با فریادی میشکنم... زن جنس عجیبی است چشمهایش را که می بندی دید دلش بیشتر می شود... دلش را که می شکنی باران لطافت از چشمهایش سرازیر می شود... انگار درست شده تا روی عشق را کم کند..

RSS Feed
امکانات سایت


し♥ √乇

し♥ √乇

 
پنجشنبه ٦ اسفند ۱۳۸۸ :: ۳:۳٥ ‎ب.ظ :: نويسنده : بانوی اسفندیღروژیـــ♥ـــنღ

بی گمان امشب شبی دلگیر است

من زچشمان سیاهت دورم

من زتنهایی خود می ترسم

در اتاق بی کسی می میرم

و تو مرا از یاد خواهی برد

من هم از دست زمان دلگیرم

سیمین ترین مهتاب من بودی

که از یادت همی هوش از سرم می رفت

و تو مستانه آرام خموش و بی تفاوت

بر نگاهم شعله می افروختی تا بمیرم

تو مهتاب شب تنهاییم بودی

وجودت ای هستیم آرامشم بود

چون آنروز آفتاب مهمان تو بود

برای من تو چون گل بودی و من

فقط بازیچه ای بودم ز دستت

که با حرفهای پوچ بی مسمم

فریبم دادی از من گذشتی

مرا دیوانه کردی و خودت هم

گذشتی از کنارم بی هیچ معنا   



موضوع مطلب : شعر و متن های عاشقانه
 

کد ِکج شدَنِ تَصآوير